خرید بک لینک
دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماستشکسته باد کسی کاین چنینمان می خواستشما چقدر صبور و چقدر خشماگینحضورتان چو تلاقی صخره با دریاستبه استقامت معنای تازه بخشیدیدشما نه مثل دماوند، او به مثل شماستبیا که از همه ی دشتها سوال کنیم:کدام قلّه چنین سرفراز و پا برجاست؟به یک کرامت آبی نگاه دوخته ایدکدام پنجره اینگونه باز سمت خداست؟میان معرکه لبخند می زنید به عشقحماسه چون به غزل ختم می شود زیباستشما که اید؟ صفی از گرسنگی و غرورکه استقامت و مهر از نگاهتان پیداستاگر چه باغچه ها را کسی لگد کردهولی بهار فقط در تصرف گلهاستتخلص غزلم چیست غیر نام شما؟ز یمن نام شما خود زبان من گویاستسهیل محمودی

برچسب: نویسنده: باربد حبیبی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 11:30

امروز ایلام فردا شاید خراسان بلرزد فرقی ندارد کجای خاک دلیران بلرزد ما قرن ها با حوادث لرزیده ایم و شکستیم نگذاشتیم اشک اما در چشم ایران بلرزد هر جا بلرزد به زودی آباد خواهد شد اما وای از زمانی که در دل یک روز ایمان بلرزد! پیمانه ها را شکستیم تا پای پیمان بمانیم ننگ است هنگام یاری دستان انسان بلرزد با دردهای فراوان با قرن ها رنج انسان در برخی از حکمرانان ای کاش وجدان بلرزد آواز کن آنچه داری از سال ها بیقراری وقتی که داش آکلی نیست بگذار مرجان بلرزد دل گرم باشیم از هم در این جهان جهنم تا پیش گرمای دل ها سوز زمستان بلرزد حبیب حاجیپور

برچسب: نویسنده: باربد حبیبی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 11:30

خوش دل شد آن کسی که دارد محبتش را بدبخت آن کسی که رد کرد دعوتش را میخواست تا بفهمیم خورشید واقعی کیست مبداء برایمان کرد تاریخ هجرتش را جز پنج سال مولا دیگر ندید دنیا حسرت به دل نشستیم طرز حکومتش را گفتند او یتیم است در خاک ها مقیم است در فتح مکه دیدند آن قوم شوکتش را زهر زن یهودی یا مادر سعودی رحلت چرا بخوانیم روز شهادتش را روز عروج خورشید گفتند وا محمد یک روز بعد دادند مزد رسالتش را در صحنه ی قیامت وقتی که خلق جمعند ما ترس خویش داریم او ترس امتش را سیدمحمدحسین حسینی

برچسب: بخوانیم, نویسنده: باربد حبیبی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 11:30

امشب که غم شام غریبان تو داریمچشم کرم از سفره احسان تو داریمدل را همه بر پنجره فولاد تو بستیمنور بصر از گنبد و ایوان تو داریمبا کاسه دل بر سر راه تو نشستیمما خیل گدا، چشم به دستان تو داریملب های تو خشکند چونان جد غریبتدر سینه عزای لب عطشان تو داریمدر حجرهی دربسته خود فکر جوادیما هم هوس دیدن مهمان تو داریمدوریم اگر از مشهد تو از تو چه پنهاندر جنت قم عطر خراسان تو داریمبر خوان کریمانه معصومه (س) نشستیمیا فاطمه (س) ما دست به دامان تو داریمیا حضرت معصومه (س) سرت باد سلامتما بعد رضا (ع) گوش به فرمان تو داریمگاهی دل تو مشهد و گاهی به مدینه استما نیز خبر از غم پنهان تو داریمتا آمدن منتقم ضربه و سیلیدیده به ره یوسف کنعان تو داریمعباس احمدی

برچسب: نویسنده: باربد حبیبی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 11:30

به تو خو کرده ام، مانند سربازی به سربندش تو معروفی به دل کندن، مونالیزا به لبخندش تو تا وقتی مرا سربار میبینی، نمیبینی درخت میوه را پرُبار خواهد کرد پیوندش! به تو تقدیم کردم از همان اول، دلت را زد بهای شعرهایم را بپرس از آرزومندش! به دنیا اعتباری نیست، این حاجی بازاری نه قولش قول خواهد شد نه پابرجاست سوگندش گریزی نیست جز راه آمدن با مردم پابند همیشه کفش تقدیرش گره خوردهاست با بندش به غیر از رفتنت چیزی اگر هم بوده، یادم نیست چنان شعری که میماند به خاطر آخرین بندش چه حالی داشتم با رفتنت؟ "سربسته" میگویم شبیه حال مردی شاهد اعدام فرزندش حسین زحمتکش

برچسب: نویسنده: باربد حبیبی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 11:30

در عاشقی میان خلایق زبانزدممن عاشق محمد (ص) و آل محمدمیک ذره از سخاوت او کم نمی شوددر پیشگاه او من اگر خوب، اگر بدمشادم از این مقام که از شوق گنبدشبین تمام سر به هواها سرآمدماز بس که مست می شوم از ذکر نام اوحد می زنند مردم هشیار بی حدمدیوانه وار زلف گره می زنم به یاردیوانه نیستم... که سر عقل آمدمشرب مدام من صلوات محمدی استیعنی همیشه مشتری "چای احمدم"با اینکه اهل دم زدن از عشق نیستماین روزها عجیب به گفتن مقیدم:من عاشق محمد (ص) و آل محمدممن عاشق محمد (ص) و آل محمدمعلی فردوسی

برچسب: نویسنده: باربد حبیبی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 11:30

راندم ز جبین جلوه دنیای دنی را تا درک کنم آرزویی ناشدنی راسرخ آمدم از وادی بطحا که ببینم سودا زده آن گنبد سبز چمنی را این عطر کدامین گل خوشبوست که کرده استدیوانۀ دیوانه اویس قرنی راآن چیست در این شمع که خوش کرده به هم جمععدل علوی را و سخای حسنی رادفن است در این شهر چه رازی که بقیعشخون کرده دل سنگ عقیق یمنی راچشمان تو دریاست بگو تا به چه ترتیب معنی کنم این سوره مکی، مدنی رااز جذبۀ معراج تو ای خواجه لولاکموسی نکند دعوی "ربّ اَرنی" راتاثیر نسیم خوش انفاس شما بودعیّاض رها کرد اگر راهزنی رادر اوج گدایی غنی از عشق تو هستیمرحمت کن و دریاب فقیران غنی راعباس احمدی

برچسب: نویسنده: باربد حبیبی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 11:30

صفحه بندی